تبلیغات
طرفداران امینم - متن و ترجمه 3AM امینم
طرفداران امینم
سایت جدید برای امینم
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اول به سایت خوش اومدید.برای طرفداران امینم ساخته شده. سایت جدیده و در حال فول موزیک ویدیو و آلبوم هستیم.کنسرت/موزیک ویدیو/اجرای زنده/اخبار/اهنگ/عکس از ام قرار میگیره.حتما تو گرمی ها به ام رای بدید.سایت زود به زود آپدیت میشه .تروخدا نظر بزارید

2016

مدیر وبلاگ : Sub Zero
نویسندگان
نظرسنجی
کدام آلبوم امینم رو بیشتر دوست دارید؟


















هیچ راه فراری وجود نداره
هیچ جایی برای پنهان شدن وجود نداره


آره , تو فریاد میزنی که
"یکی کمکم کنه"



اما اونا هیچ اهمیتی نمیدن
شب بخیر
بای

تو روی یک راهروی ترسناک راه میری

ساعت حدودا 4 هستش
و تو توی کابوسی


خیلی وحشتناکه
یه کالبد شناس اینجاست


توی گوشه ای منتظرته


اون میتونه تو رو به یه گوشه بندازه
تو مردنی هستی


اون یکی از شماست
از گوشه ی قرنیه اش (چپ چپ نگاه میکنه) داره میبینه 


که تو داری فرار میکنی
تنها چیزی که تو میخوایی یه استراحته

چون دیگه بیشتر از این نمیتونی فرار کنی
کارت تمومه


اون فقط میخواد که تو رو جلوی یکی از حضار بکشه

درحالیکه همه دارن از تو مهمونی تماشات میکنن و 
تحسینت میکنن
...


من اینجا نشستم 


درحالیکه من توی یه فکر عمیق گرفتارم
...

دارم دوباره به هدف و نقشه بعدیم فکر میکنم


درست وقتیکه سرمو تکون میدم ,  قرصمو میخورم


و وقتیکه در مسافر خونه " رامادا" هستم ,  شیشه قرصمو تو دستم گرفتم
بعدش


و وقتیکه در مسافر خونه " رامادا" هستم ,  شیشه قرصمو تو دستم گرفتم
بعدش


دستمو مک میزنم و میچرخونم تا دنبال قرصها بگردم


و مطمئن میشم که همشونو تو دستم دارم


توی رستوران "مک دونالز" با پر از خون در اطرافم
لخت از خواب بلند میشم 



لعنتی , کنار دستگاه حسابگرم جسد هستش 


حدس میزنم که دوبار هوشیاریم رو از دست داده بودم
وای دوباره نه

HOOK هوک

الان 3 صبحه

کلیدمو روی در میزارم 
[و در رو باز میکنم]


و میبینم که همه جای اتاق جسد وجود داره


ولی من یادم نمیاد که اونا چطوری اونجا اومدن


اما حدس میزنم که 
باید کشته باشمشون

دوباره میگم , الان 3 صبحه


کلیدمو روی در میزارم 
[و در رو باز میکنم]


و میبینم که همه جای اتاق جسد وجود داره


و من یادم نمیاد که اونا چطوری اونجا اومدن

اما حدس میزنم که 
باید کشته باشمشون



لخت روی اتاقم میشینم
الان تقریبا ظهره


تعجب میکنم که اون چیه که توی تلوزیونه
شاید اونا چندتا احمق رو نشان خواهند داد
(تو این قسمت تو ویدیو کمی از موزیک ویدیو خودش Crack battle که خودش توش حضور نداشتو نشون میده)


کانال ها رو عوض میکنم تا سریال هانا مانتانا رو پیدا کنم

(یه سریال از هانا مانتانا)


بعدش رسیدم به 
"الئو و النولین" 


مجسمه نیم تنه رو دیوار نصب شده
 
هر شمعی که روی شومینه ام هست , پارچه هام و دستمالام رو 
میسوزونن

هر شمعی که رو ی شومینه ام هست پارچه ها و دستمالام رو میسوزونه

بعدش دوباره مانکن لختم رو بوس میکنم


تو میتونی اونو ببینی که مقابل پنجره جلوییم وایستاده


اگه نگاه کنی میبینی که من یه ولگردم


کسی که قرصای روانگردان استفاده میکنه


که این قرصها دوباره باعث خیال بافی و کوفتگی مغز میشه 


پوستمو میبرم و برشون میدارم به دیوار متصلشون میکنم

یا عیسی مسیح این فازهایی که من از طریق اونا رفتم
 کی تموم میشه ؟

گیج شده بودم 


روزهایی رو که من نمیشناسم که کی این مولوکولها رو به من داده  



چیکار باید بکنم ؟
من یه پسر ولخرج داشتم . یکی از اون شیطانیهاش 



خیلی تمیز و منظم اونارو ذبح کردم


الان 3 صبحه

کلیدمو روی در میزارم 
[و در رو باز میکنم]


و میبینم که همه جای اتاق جسد وجود داره


ولی من یادم نمیاد که اونا چطوری اونجا اومدن


اما حدس میزنم که 
باید کشته باشمشون

61

گفتم که , الان 3 صبحه



کلیدمو روی در میزارم 
[و در رو باز میکنم]


و میبینم که همه جای اتاق جسد وجود داره

ولی من یادم نمیاد که اونا چطوری اونجا اومدن

اما حدس میزنم که 
باید کشته باشمشون


او لوسیون (محلول ضد عفونی کننده پوست) رو توی سطل گذاشت


و روی پوستش قرار داد


وگرنه دوباره مثل شیلنگ باریک میشد


او لوسیون (محلول ضد عفونی کننده پوست) رو توی سطل گذاشت


و روی پوستش قرار داد



وگرنه دوباره مثل شیلنگ باریک میشد

72

من زیر خون رفتم وبریدم و بریدم وبریدم
(هی آدم کشتم)


دیشب یه انفجار بود


نمیتونم همشو به یاد بیارم
وقتی که یه مقدار از پنجمین فنجان شرابم بخاطر جشن آخرین پیروزیم مونده بود
...
قیافه ی خیلی مسخراه ای داشتم
(دلیل اینکه یادش نبود رو میگه)


یه چراغ روی کون کیم کاردیشیان روشن بود


من اولین بار که اعضای یه خانواده رو جزء جزء کردم
رو یادمه  


فکر میکنم که ماه دسامبر بود که
 با پسر عموم , نوشیدنی مینوشیدم



و من اونو با چراغ های کریسمس پیچوندم
(اعضای خانواده رو میگه)


و اونو به وان نفرت انگیز هلش دادم

81

اونو تکه تکه اش کردم
بعدش درست وقتیکه رفتم تا از خونش بنوشم

82

به فکر افتادم که برم آب حموم رو بنوشم

83

شاید جالب باشه 



این طور شد که روز سریال کشتار من شروع شد 

85

دیدن خون منو هیجان زده کرد
احتمالا از یه شاهرگ اومده بود بیرون

86

خون لخته شده ی تو فریاد میکشید
(تخیلاتش هستش)

به نظر میرسید که منو اصلا آزار نمیده

الا 3 صبحه
و من اینجام

پس تو احتمالا باید فرار کنی

یه راه مخفی اینجاست که 
باید فقط همین یکی باشه


نه بابا احتمالا اینجا نیست 


اون میتونه هر چقدر که توانش رو داره جیغ بزنه


ولی اینکارش دل منو از ساطور کردنش رحم نمیاره

الان 3 صبحه


کلیدمو روی در میزارم 
[و در رو باز میکنم]

و میبینم که همه جای اتاق جسد وجود داره


ولی من یادم نمیاد که اونا چطوری اونجا اومدن

اما حدس میزنم که 
باید کشته باشمشون

گفتم که , الان 3 صبحه

کلیدمو روی در میزارم 
[و در رو باز میکنم]


و میبینم که همه جای اتاق جسد وجود داره
ولی من یادم نمیاد که اونا چطوری اونجا اومدن


اما حدس میزنم که 
باید کشته باشمشون

Evil RISE





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
Sub Zero
شنبه 26 دی 1394
پنجشنبه 18 آبان 1396 04:00 ق.ظ
به زودی این وبسایت به دلیل پست های دلخواه خود در میان همه کاربران وبلاگ نویسی و سایت ساز مشهور خواهد بود
شنبه 13 آبان 1396 11:29 ب.ظ
آیا در این وبسایت مشکل اسپم دارید؛ من هم یک وبلاگ نویس هستم، و من از وضعیت شما شک داشتم؛ ما برخی از روش های خوب را توسعه داده ایم
و ما به دنبال مبادله راه حل ها با افراد دیگر هستیم، لطفا اگر علاقه مند به من ایمیل بزنید.
چهارشنبه 10 آبان 1396 07:29 ب.ظ
با این حال، من به دیدن برخی از سایت ها و سایت های روزانه برای خواندن مقالات یا بررسی ها می پردازم
این وبلاگ ارائه می دهد پست های ویژگی های مبتنی بر.
چهارشنبه 10 آبان 1396 07:29 ب.ظ
در حال حاضر به نظر می رسد مانند Movable Type بهترین پلت فرم وبلاگ نویسی است که در حال حاضر وجود دارد.
(از آنچه خوانده ام) آیا این چیزی است که شما در وبلاگ خود استفاده می کنید؟
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:55 ب.ظ
Hey there just wanted to give you a brief heads up and let you know a
few of the pictures aren't loading correctly. I'm not sure why
but I think its a linking issue. I've tried it in two different web browsers and both show the
same outcome.
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:18 ب.ظ
I'd like to thank you for the efforts you have put in penning this blog.
I'm hoping to see the same high-grade blog posts
by you in the future as well. In truth, your creative writing abilities has encouraged me to get my own, personal blog now ;
)
یکشنبه 4 تیر 1396 06:23 ب.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر
شدن دلنشین در آیا نه نشستن
درست با من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف
شما موفق به من مؤمن متاسفانه فقط برای بسیار در حالی که کوتاه.
من با این حال مشکل خود را با فراز در منطق و یک
ممکن است را سادگی به کمک پر کسانی که شکاف.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من
را قطعا بود در گم.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 02:33 ق.ظ
I am actually thankful to the owner of this site who has shared this enormous
article at at this place.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:01 ق.ظ
Greetings! Very useful advice within this article!

It's the little changes that will make the greatest changes.
Many thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی